ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

136

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

نام « جاده ممنون » « 1 » را داراست . با اين حال اتيوپيان - همسايگان مصر - از اين واقعيت ترديد دارند و مدعىاند كه ممنون در كشور آن‌ها زاده شده است . آن‌ها قصرهاى باستانى را نشان مىدهند كه هنوز هم به « قصرهاى ممنونى » « 2 » موسومند . در هر حال آورده‌اند كه ممنون با 20 هزار پياده‌نظام و 2 هزار ارابه به يارى ترواييان شتافت و به پاس شجاعت ، خويش را شهره‌ى آفاق ساخت و در كارزار شمار زيادى از يونانيان را به هلاكت رساند و عاقبت در دامى كه تساليايىها « 3 » برايش نهاده بودند ، گرفتار آمد و هلاك شد . اتيوپيان بر جسدش دست يافته ، آن را سوزانده و استخوان‌هايش را براى تيتون بردند . چنين است حكايت ممنون و هم‌چنان كه بربرها خاطرنشان مىسازند نام وى در سال‌نامه‌هاى شاهى ثبت شده است . 23 . سارداناپال ، آخرين شاه آشوريان و سىامين آن‌ها - از دوره‌ى نينوس كه پادشاهى را بنا نهاده بود - از حيث تجمل طلبى و تن‌آسايى سرآمد همه‌ى اسلافش بود ؛ وى نه‌تنها خويشتن را از ديد انظار مخفى مىداشت بلكه چونان زنان مىزيست ؛ وقتش را در ميان معشوقه‌هايش سپرى مىكرد ؛ برروى پارچه‌هاى ارغوانى و ظريف‌ترين پشم‌ها كار و پيراهنى زنانه بر تن مىكرد و صورتش را با « سفيداب » « 4 » آرايش مىكرد و بر تمامى اندامش مواد آرايشى كه زنان دربارى استعمال مىكردند ، مىماليد . عاقبت اين‌كه خود را از شهوانىترين زنان ، ضعيف‌تر نشان مىداد . وانگهى تلاش مىكرد به صدايش آهنگى زنانه دهد و بىملاحظه ، نه تنها خود را به لذات حاصل از نوشيدنىها و خوردنىها وامىداد ، بلكه به لذات عشق‌بازى با دو زن مىپرداخت و بىشرمانه از اين و آن كام مىجست . عاقبت به چنان درجه‌اى از وقاحت و هرزگى شرم‌آور رسيد كه نبشته‌ى

--> ( 1 ) . chausseedeMemnon ( 2 ) . palaisMemnoniens ( 3 ) . ( Thessaliens ) ؛ ساكنان تسالى ؛ سرزمينى واقع در قسمت شمالى يونان . ( 4 ) . ( Ceruse ) ؛ يا « سروزا » كه در زبان فارسى به آن سفيداب گويند ؛ آن گرد سفيدى است كه زنان به صورت خود مىماليدند . به آن ، سفيده يا اسفيداج يا سفيداب سرب نيز گفته مىشود و در نقاشى و رنگ كردن اتاق‌ها به كار مىرود ؛ از آن‌جا كه خاصيت سمى دارد تهيه و استعمال آن در برخى كشورها منع شده است .